خاطره

ابوحمزه خواندن سیدمجتبی

روایت پدر شهید از مناجات خوانی سیدمجتبی در مراسم احیا

 

دعا خواندنش را در مراسم احیاء دیده و شنیده بودیم، اما نوحه خواندنش را نه! توی خانه که بود، نوحه نمی­ خواند، مگر هنگام سرودن اشعار نوحه، آنگاه که می­ خواست سبک و آهنگ نوحه را تنظیم کند، بلند بلند می­خواند؛ اما بیشتر مواقع مشغول نوحه گوش دادن بود. اغلب اوقات از توی اتاقش طنین آرام نوحه به گوش می­ رسید. البته گاهی با آن زمزمه هم می­کرد.

طبق سنتی که از قدیم داشتیم، مراسم احیای شب ۲۳ ماه رمضان را در منزلمان برگزار می­کردیم. پاییز که هوا خنک بود، حیاط خانه را فرش می­کردیم برای آقایان و خانم ­ها هم درون اتاق ­ها و سالن خانه مستقر می­ شدند؛ اما از زمانی که ماه رمضان افتاد در فصل تابستان، به دلیل گرمای هوا نمی ­شد از حیاط استفاده کنیم؛ بنابراین مراسم احیاء را خانوادگی برگزار می­ کردیم. برادرها و خواهرها و دامادها و … دور هم جمع می­ شدیم و احیاء می­ گرفتیم.

سید از ابتدای مراسم احیاء حضور نداشت. اول به مراسم و هیئت­ های سطح شهر سر می ­زد و نیمه­ های شب می ­آمد خانه و می­ نشست کنارمان و سهمش را از دعای ابوحمزه ثمالی می­خواند. ابوحمزه را چنان زیبا و دلنشین می­خواند که لذتی مضاعف برایمان داشت. وقتی سیدمجتبی شروع می­کرد به خواندن، حال و هوای جمع عوض می­شد. در صدایش گیرایی خاصی بود. جذابیتی که دل را تکان می­داد. معلوم بود معانی و مفاهیم دعا را کاملاً درک کرده است و فقط روخوانی نمی­ کند؛ بلکه با تمام وجود بندبند ابوحمزه را می­خواند. حس می­کردم سید خودش به نوعی متصل شده است که این­ گونه می­تواند دل­ها را متصل کند و حال دعا را در دل­ها تکثیر نماید.

 

راوی: حاج سید حسین ابوالقاسمی (پدر)

منبع : کتاب سید زنده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا