خاطره

سید مجتبی یک هیئتی تمام عیار بود

مشتری ثابت هیئت بود

با تعدادی از دوستان مراسم هیئت هفتگی داشتیم و سید معمولاً مشتری ثابت هیئت بود.

هر هفته می­‌آمد و تا آخر برنامه گوشه­‌ای می‌­نشست. برنامه که تمام می­‌شد، کنار منبر می­‌نشستیم و سید برایمان منبر می‌­رفت. منبری که با همه­‌ی منبرهای عالم متفاوت بود.

حرف­هایش به دل می‌­نشست و آدم در همان لحظه با خودش تصمیم می‌­گرفت که به گفته‌­های سید عمل کند.

نصیحت­‌هایی می‌­کرد که بارها شنیده بودیم، اما از زبان او لذتی مضاعف داشت و مدام تأکیدش این بود که پای هیئت بمانید!

نکات راه‌گشا و راهکارهایی برای تداوم برنامه­‌های هیئت پیشنهاد می­‌داد و از محتوای گفتارش می‌­شد نتیجه گرفت که در مداحی و شعر هم دستی بر آتش دارد.

البته خیلی تودار بود و کم­ حرف و داشته­‌ها و توانایی­‌هایش را بروز نمی­داد. گاهی که اشعارم را به او نشان می­دادم، نقاط ضعف و قوت را مشخص می­‌کرد اما هیچ‌­گاه نمی­‌گفت که خودش هم شعر می­‌گوید.

حتی زمانی که کتاب «سفیر عشق» را به من داد، اصلاً اشاره نکرد که این کتاب اشعار خودش است. زمانی که چشمم به اسم روی جلد افتاد تازه متوجه ماجرا شدم.

سید هیئت را به معنا و مفهوم واقعی آن خوب می­‌شناخت و در مسیر پیشبرد هیئت، چراغ راهنمای‌مان بود. سید یک هیئتی تمام عیار بود.

راوی: مجتبی خلیلی (بسیجی)
منبع: کتاب «سید زنده است»

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن