خاطره

سنگ تمام بگذارید

تقاضای سید مجتبی برای تشییع شهید امیرعلی هویدی چه بود؟

 

سنگ تمام بگذارید

تقاضای سید مجتبی برای تشییع شهید امیرعلی هویدی چه بود؟

 

پیکر شهید علی هویدی اولین شهید مدافع حرم دزفول، دو ـ سه هفته ­ای در منطقه باقی مانده بود و زمانی که خبر بازگشت پیکر مطهرش در شهر دهان به دهان می­شد، سید برای دوره رفته بود بهبهان و کسی هم از این ماجرا خبر نداشت. وقتی خبر تشییع را شنید، حسابی حالش گرفته شد. نه میتوانست دوره­ ی آموزشی را ول کند و خودش را به تشییع برساند و نه دلش قرار می­گرفت که در تشییع نباشد.

یکی ـ دو شب در همان ساعتی که با هم هماهنگ کرده بودیم، تماس می­گرفت و از من می­خواست که به نیروها تأکید کنم حضور پرشور و فعالی در تشییع شهید هویدی داشته باشند. می­ گفت: «محمد! بچه ­ها برا تشییع شهید هویدی کم نذارن ها! این شهید یه ماه پیکرش دست داعش بوده. یه دختر کوچولوی سه ساله هم داره. به بچه ­ها بگو سنگ تموم بذارن واسه شهید!»

معلوم بود دلش پیش ماست. عین اسپند روی آتش شده بود. آرام و قرار نداشت؛ اما به هیچ وجه نمی­توانست دوره را رها کند. ترک کردن دوره به منزله­ ی حذف نامش از لیست اعزام بود. آن روزها سید برای اینکه نتوانست در تشییع شهید هویدی باشد، خیلی حسرت خورد.

 

 

راوی: محمد باقر امین راد(دوست)

منبع: کتاب سید زنده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا